فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شده است

بــا هـر بـهانه و هـوسی عـاشقــت شــــده ست
فرقـی نمی کند چه کسی عـاشقت شده است
چــیــزی ز مــاه بــودن تـــــــــــو کــم نــمی شـود
گـیـرم که بـرکه ای نــفسی عاشـقت شده ست
ای سـیــب ســـرخ غـلــت زنـان در مــسـیــر رود
یـک شهر تـا بـه من برسی عاشقت شده ست
پــــــــر می کــــشی و وای بــه حــال پــرنـده ای
کز پشت میله ی قفسی عاشـقت شـده سـت
آیـینــــــه ای و آه کـــه هـــــــــــــــرگــز بــرای تــو
فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شده است

گذشته ای که گره خورده است با حالم

چو سایه میدود اینروزها به دنبالم

تو نیستی که ببینی تمام شب بغضم

چگونه میچکد از چشمهای سیالم

بگو به چشم تو کی میرسم بهار غریب ؟

مگر هنوز برای رسیدنت کالم ؟ 

دلم گرفته از این آسمان بی پرواز

مرا ببر به هوائی که گل کند بالم

...

چرا برای داشتنت باید که التماس کنم 
چه جوری باید خودم توی دل تو جا کنم
دوری ازت سخته برام دنیا رو بی تو نمیخوام 
یه روزی کورم می کنه این همه گریه کردن هام
آخه دل کندن از تو مرگمه آخه دوری از تو تنها دردمه
تو بری زندگی رو میخوام چی کار وقتی هر لحظه اون پر از غمه 
به چشمای خودت قسم اگه نباشی بی کسم
نگو باید جدا بشیم نگو به تو نمیرسم
نذار به گریه رو کنم مرگم و آرزو کنم
برای داشتنت میخوام هر چی که خواستی رو کنم

از تمامی بودنی ها تو یکی ازآن من باش،

که به غیر با تو بودن دگرآرزو ندارم 

...

برای سرودنت

کلمات را گم کرده ام

انگار برای تو

جز

دوستت دارم

جمله دیگری نمی توان ساخت ...

...

ای فرستاده سلامم به سلامت باشی

غمم آن نیست که قادر به غرامت باشی

گل که دل زنده کند بوی وفایی دارد

تو مگر صاحب اعجاز و کرامت باشی

ای که هرگز نکند سایه فراموش تو را

یاد کردی به سلامم به سلامت باشی

...

کاش میشد که در اعماق فضا

ماُمنی پیدا کرد

گرم و نرم و راحت

رفت و یک گوشه نشست

درب آن را هم بست

بی خیال از گذر ثانیه ها

لحظه ای را آسود

بی خبر از همه ی عالم بود

ودرآن لحظه

نغمه دوستت دارم را

باصدای بلندی فریادکرد

...

کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتنه محضه
کنارم هستی و بازم بهونه هامو میگیرم
میگم وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم
یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم
از اینجا تا دمه در هم بری دلشوره میگیرم
فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودنه با هم
محاله پیشه من باشی برم سر گرم کاری شم
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزهایی که حواسم نیست میگم خیلی دوستت دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود ازاری 

ز حال من اگر پرسی،جز دوری ملالی نیست

ملالی هم اگر باشد ، تو خوش باشی خیالی نیست

نمی دانم که در خاطر بری نام مرا یا نه

ولی این را بدان هرگز خیالم از تو خالی نیست .

چه جمله ایست که مکان و زمان نمی خواهد

به هر زبان که بگویی ... زبان نمی خواهد!

چه جمله ایست که از تو برای اثباتش

به جز دو چشم دلیل و نشان نمی خواهد

چه جمله ایست که وقتی شنیدم از دهنت

دلم به جز دل تو همزبان نمی خواهد

ستاره ها همه دور مدارشان باشند

تو ماه من شده ای! کهکشان نمی خواهد!

تو ماه من،پر پرواز من شدی باتو

پر از پرنده شدن آسمان نمی خواهد

نگاه کن! قلمم مثل چشم تو شده است

برای گفتن حرفش دهان نمی خواهد!

حدیث ما همه در جمله ای خلاصه شده

که (دوستت دارم) داستان نمی خواهد!

که (دوستت دارم) یعنی که (دوستت دارم!)

که (دوستت دارم) امتحان نمی خواهد!!!

 

 
/ 0 نظر / 12 بازدید